... چشم چشم دو ابرو ...
به نام آفریننده شیرینی ها
جیگریه من تازه یاد گرفته بگه چیش چیش [ = چشم ] ...
چیش چیش گفتن رو از وقتی مادر روحی براش چشم چشم دو ابرو خونده یاد گرفته ...
گاه می پره و چشم ما رو از جاش در میاره که برام چیش چیش بخونید ، گاه هم می گه چیش چیش تا براش بخونیم ...
دیشب تا بخوابم 26 بار بعد از خوندن هر بار شعر چیش چیش کرد ، یعنی [replay] ...
من و بابایی دیگه داشتیم از خنده منفجر می شدیم
، اما شما خونسرد
به ادامه چیش چیش می پرداختی ...
منم تصمسم گرفتم صبح ازت فیلم بگیرم تا ببینی چه لوسی و ناز...
تو فیلم با ناز و صدای خوشگلت آروم و آهسته می گی :" چیش چیش"
این هم از ماجرای شب نهم دی ماه 91

مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



... چشم چشم دو ابرو ...
